دسته: حقوق اسلامی

  • ضرورت بازاندیشی آموزه های فقه جزایی در پرتو پدیدۀ دولت-ملت مدرن

    چکیده: اهم آموزه­ های فقه جزایی موجود در فضایی شکل گرفته­ اند که نهاد دولت-ملت مدرن به معنای امروزی آن وجود نداشت. امروزه اما در جای جای جهان از جمله در جمهوری اسلامی ایران این پدیده با همه کاستی­ هایش به نوعی شکل گرفته است. ویژگی کشور ما این است که در کنار خوانشی از دولت-ملت همزمان بر اجرای مقررات کیفری به همان گونه ­ای که در متون فقهی کهن آمده است اصرار می ­شود. این در حالی است که دولت-ملت مدرن لوازم و اقتضائاتی دارد که با لحاظ آنها نمی ­توان به مقررات فقه جزایی دقیقا همان گونه که اکنون در متون فقهی بیان شده است پایبند بود. این مقاله با برشمردن برخی از ناسازواری های فقه کنونی با لوازم دولت-ملت مدرن به ظرفیت­ هایی در فقه اشاره می ­کند که با تکیه بر آنها می­ توان از این ناسازواری ­ها کاست و فقه و قانون را در جایگاه سازوارتری نسبت به یکدیگر  قرار داد.

    واژه­ های کلیدی: فقه، قانون، دولت-ملت، شهروندی، برابری.

    این مقاله در صفحه های ۷۲-۸۳ مجموعه مقالات همایش بین المللی تحولات کیفری در کشورهای اسلامی در پرتو تعامل حقوق و شرع (۱۴ و۱۵ اسفند ۱۳۹۷) چاپ شده است. مشخصات کتاب شناختی مقاله چنین است:

    نوبهار، رحیم، “ضرورت بازاندیشی آموزه های فقه جزایی در پرتو پدیدۀ دولت-ملت مدرن” در: محمودی جانکی، فیروز و غلاملو، جمشید(به کوشش)، مجموعه مقالات همایش بین المللی تحولات کیفری در کشورهای اسلامی در پرتو تعامل حقوق و شرع(۱۴ و ۱۵ اسفند ۱۳۹۷)، صص۷۲-۸۳، بنیاد حقوقی میزان، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۹

  • رویکرد تجربی به مجازات: چشم اندازی اسلامی

    تجربه‌گرایی به‌عنوان رویکردی در فلسفۀ اجتماعی به لحاظ روش بر آزمون و خطا مبتنی است. این روش در علوم طبیعی و سپس تا اندازه‌ای در علوم انسانی پذیرفته شده است. در این مقاله کاربست این رویکرد در حقوق کیفری و به‌ویژه مجازات، واکاوی می‌‌شود. نگارندگان این مقاله پس از مرور مبانی تجربه‌گرایی و تاریخچۀ بهره‌گیری از آن و برخی نقدهای وارد بر تجربه‌گرایی پیشنهاد می‌دهند که با توجه به حجیت و اعتبار حکم عقل و بنای عقلا از یک سو و عقلانی بودن درجه‌ای از تجربه‌گرایی از سوی دیگر و نیز اعتبار ظن حاصل از تجربه می‌توان از داده‌های تجربی در چارچوبی معین برای سنجش کارآمدی مجازات‌ها استفاده کرد. در این مقاله همچنین به ذکر و تحلیل شواهدی از کاربست این رویکرد در منابع اسلامی ازجمله روایات و آرای فقیهان پرداخته شده و نیز نمونه‌هایی از تحولات قانون‌گذاری بر مبنای تجربه در قوانین کیفری جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است؛ امری که به‌نوبۀ خود می‌تواند گواه صحت کاربست رویکرد تجربی باشد.

    کلیدواژه‌ها: تجربه‌گرایی ، حقوق کیفری، فقه اسلامی ،فلسفۀ مجازات .

    این مقاله حاصل کار مشترک این جانب و آقای محمدجواد کبریتی کرمانی است و در شماره ۲۰ سال سازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ در مجله مطالعات حقوقی معاصر دانشگاه تبریز در صفحه های ۲۶۱-۲۹۰ به چاپ رسیده است.

    لینک به متن کامل مقاله:

    https://law.tabrizu.ac.ir/article_12372.html?lang=fa

  • برابری دیۀ زن و مرد در آموزه های اسلامی

    بر پایه یک فتوای مشهور و سنتی در فقه اسلامی خون بهای یک زن نصف خون بهای مرد است. این کتاب این فتوا را نقد می کند و به نفع برابری دیه زن و مرد استدلال می کند. برابر یافته های این پژوهش راه های فقهی برای تنظیم نظام جدید دیات و جبران خسارت های بدنی گشوده است. برای این منظور، اصول بنیادین مانند عدالت، انصاف و اشتراک در احکام همراه با ملاحظه واقعیت ها و اقتضائات جوامع مدرن بسیار اساسی اند. کتاب با تکیه بر اصول یادشده و استدلال های درون فقهی، ظرفیت های شریعت اسلامی را برای رفع انواع تبعیض های ناموجّه در زمینه هایی مانند ارث، شهادت و تصدّی مناصب عمومی مانند قضاوت برجسته می سازد.

    این کتاب توسط انتشارات طرح نو در تابستان ۱۴۰۰ در ۲۴۸ صفحه رقعی به چاپ رسیده است.

  • مجازات اعدام: چشم اندازی اسلامی

    رحیم نوبهار

    دانشیار دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران .

    چکیده: این مقاله با تکیه بر برخی از مبانی اصولی و فقهی که پایبندی به آنها به نوبه خود می­تواند شمارگان مجازات اعدام را کاهش دهد، نشان می­دهد که دیدگاه­های اسلامی از جنبه­های گوناگون بر رویکردی کاملاً حدّاقل­گرا به مجازات اعدام تأکید دارد. مقاله، هم به اعدام از باب حد و هم به اعدام از باب قصاص پرداخته و به اعدام از باب تعزیر که در برخی نظریه­های فقهی آمده نیز اشاره کرده است. مقاله همچنین، به برخی از جنبه­های شکلی، ادلّه اثبات و نظام رسیدگی به جرایم مستوجب اعدام پرداخته است که با کاربست آنها، موارد مجازات اعدام در عمل، به شدّت کاهش می­یابد. ضرورت انسانی­بودن شکل و شیوه اجرای مجازات اعدام نیز به اختصار بررسی شده است. واژه‌های کلیدی: حق حیات|فقه|کیفر اعدام|اصل کمینه‌گرایی در کیفر|اصل احتیاط.

  • تشهیر بزهکاران

    این مصاحبه در هفته نامه حریم امام سال هشتم، شماره ۴۲۸، پنج شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹، صفحات ۴و ۵ به چاپ رسیده است.

    ‎ آیا مجازات تشهیر در منابع روایی و فقهی ما وجود دارد؟ در سایر نظام‎های حقوقی دنیا چنین مجازات یا مشابه آن را داریم؟

    ** تشهیر در منابع روایی ما شیعیان فقط دو بار دربارۀ شاهد زور آمده است و جنبه حدی ندارد تا اجرای آن الزامی باشد. البته فقیهان در مصادیق دیگری مانند قواد یا قاذف یا ورشکسته هم فتوا به تشهیر داده‌اند که گاه با الغای خصوصیت از شهادت زور یا تکیه بر ارتکازات عقلایی در باب مجازات که به موجب آن یکی از اهداف مجازات، عبرت گرفتن است، صورت گرفته است. ولی این تشهیر به معنای شناساندن است؛ لذا گاه تصریح شده است که نباید کارهایی مانند سر تراشیدن یا سوار بر حیوان کردن یا گرداندن در شهر در خصوص او انجام شود. به هر حال تشهیر در مصادیقی که جایز باشد نوعی تعزیر است و موکول به مصلحت است که این مصلحت را عقلانیت اجتماعی تشخیص می‌دهد. این عقلانیت امروزه در قالب نهاد پارلمان تجلی پیدا می‌کند. حتی اگر تشهیر به‌عنوان حد مطرح شده بود جا داشت که به لحاظ اجتهادی از چشم‌انداز اثر تغییر موضوع بر تغییر حکم و اینکه از مقاصد شرع نیست و از وسایل است در حکم آن بازاندیشی کنیم؛ اما مهم این است که بدانیم تشهیر در شریعت در مواردی که مجاز است در هر حال در چارچوب رعایت اصل کرامت انسانی است. همان‌گونه که در مقاله «به‌سوی مجازات هرچه انسانی‌تر» توضیح داده‌ام، هر گونه مجازاتی در هر حال در چارچوب رعایت اصل کرامت انسانی است. متون اسلامی که بر رعایت شأن و کرامت بزهکاران دلالت دارند از نظر محتوا و شماره شگفت­انگیز است. هرچند آن‌ها اغلب مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند و در آن‌ها درنگ و تأمل شایسته نشده است.

    *‎ پس تشهیر به معنای گرداندن متهمان یا بزهکاران در شهر که اخیراً شاهد بودیم، چه حکمی دارد؟

    ** این‌گونه تشهیر را نه در شرع داریم نه در قانون. این‌ها اقدامات خلاف شرع و قانون است که با بی‌توجهی صورت می‌گیرد و البته افزون بر صدمه‌ای که به بزهکاران یا خانواده‌های آن‌ها می‌زند، وقتی به نام دین و اسلام صورت می‌گیرد به چهره دین هم آسیب می‌زند که واقعاً موجب مسئولیت است.

    *‎ اگر به فرض، این‌گونه تشهیر به تشخیص قاضی، مقدمه منحصر برای دفع اوباش و بازدارندگی اجتماعی باشد، آیا باز هم جایز نیست؟

    ** بله حتماً جایز نیست؛ اولاً این فرض بعید یا غیرممکن است. ثانیاً مگر می‌شود با عمل حرام دفع خطر اوباش را کرد. مجازات و واکنش به جرم در هر حال باید مشروع باشد. اگر به این منطق خطرناک متوسل شویم باید خدای‌ناکرده شکنجه را هم در مواردی جایز دانست. فقط کسی که با الفبای مقولاتی مانند پیشگیری، بازدارندگی، کنترل اجتماعی و مبارزه با آسیب‌های اجتماعی آشنا نباشد می­تواند ادعا کند که ممکن است یگانه راه دفع اراذل‌واوباش تشهیر به معنای مبتذل و غیرشرعی و غیرقانونی آن باشد. این‌گونه واکنش به پدیده جرم و اراذل‌واوباش بیشتر نشان ضعف جامعه در دفاع از خود است تا قوت و توان آن.

    *‎ آیا آمار علمی درباره میزان  بازدارندگی و تأثیر اجتماعی چنین تشهیری وجود دارد تا بتوان ادعای عدم بازدارندگی مبتنی بر آن را مطرح کرد؟

    ** متأسفانه ما در آمار جنایی در حد ابتدایی و مقدمات هم مشکل داریم. به علت فقدان منابع آماری دانشجویان و دانشگاه‌ها هم از این‌گونه مطالعات کمتر استقبال می‌کنند. به‌محض اینکه دانشگاه‌ها بخواهند تحقیقاتی در این باره بکنند این سوءظن پیدا می‌شود که این تحقیق برای چیست و برای کیست؟ نتیجه این می‌شود که ابعاد و جنبه‌های بسیاری از دردها و معضلات را اصولاً نمی‌دانیم تا به درمان آن بپردازیم. این در حالی است که بسیاری از کشورها آمارهای جنایی خود را به‌طور دقیق و دوره‌ای اعلام می‌کنند. جدا از این مطلب، مهم این است که تشهیری که شاهد آن بودیم یعنی گرداندن مجرمان در شهر و تحقیر و ترذیل آن‌ها وجه شرعی و قانونی ندارد تا دربارۀ کارآمدی آن صحبت کنیم. ما سودانگار نیستیم که هر کاری را به صرف سودمندی تجویز کنیم. همچنان که مشروعیت هدف، مشروعیت وسیله را توجیه نمی‌کند. البته می‌توانیم بگوییم به‌طور کلی تجربه بشریت این است که از این سبک رفتار با بزهکاران گذر کرده است و آن را نمی‌پذیرد. این تجربه، البته گزاف نیست و در جریان عمل به دست آمده است.

     *‎ چرا چنین تشهیری در صورت بازدارندگی، دربارۀ اختلاس­گرانِ گردن‌کلفت اموال و آزاردهندگان جسم و روان مردم که با لبخند در محاکم حضور می‌یابند یا مسئولان و مجریانی که گاه مجاری فرار را برای آنان فراهم می‌سازند، صورت نمی‌گیرد؟

    ** مشکل تبعیض و بی‌عدالتی در عدالت جزایی و مکافاتی البته یک معضل است. شما می‌بینید که در جامعه‌ای که اختلاس‌های بزرگ کشف می‌شود کسانی بر اجرای حد سرقت اصرار می‌ورزند. آیا نماینده‌ای که بر این مطلب اصرار می‌کند و به قضات ما فشار روانی و سیاسی وارد می‌کند لحظه‌ای درنگ کرده است که ما چیزی به نام عدالت قضایی و جزایی هم داریم و در شرایطی که با تورم لجام‌گسیخته مواجهیم شرایط مانند عام المجاعه و اوضاع سخت اقتصادی است و اجرای حد سرقت در چنین فضایی وجهی ندارد. ما باید منطق ضعیف‌کشی را کنار بگذاریم. جدا از این مسئله اگر منظور شما تشهیر به معنای گرداندن محکوم در کوچه و خیابان باشد در این باره گردن گلفت و گردن‌باریک با هم تفاوت ندارند. این‌گونه تشهیر درباره هیچ‌کسی نباید اجرا شود؛ ضمن اینکه اگر منظورتان لبخند متهم در دادگاه است جای ناراحتی ندارد؛ متهم همچنان صرفاً متهم است و مجرم نیست. ما مسئولیت داریم این مسئله را به جامعه آموزش دهیم تا از معامله مجرم با متهم کردن ناراحت شوند و اعتراض کنند به مسئول یا نهادی که متهم را در موقعیت مجرم قرار می‌دهد. البته لبخند محکومان و مجرمان حرفه‌ای و خطرناک نشانگر ضعف دستگاه عدالت است. بلی، تشهیر قانونی و دارای اصول مجازات در مواردی که باید اعمال شود به حکم اصل برابری در پیشگاه قانون باید در خصوص هر مجرمی و به دور از تبعیض ناموجّه صورت گیرد.

    *‎ آیا جوامع در گذر زمان، در این زمینه تفاوت‌هایی داشته‌اند تا بتوان گفت در گذشته تشهیر مؤثر بوده است، ولی الان دیگر اثر منفی و سوء بیشتری دارد؟ 

    ** تشهیر معمولاً در نوع نظام‌های حقوقی قدیم و جدید وجود داشته و دارد؛ اما همان‌گونه که تأکید کردم با رعایت شرایط و حدود و ثغور آن. از جمله شرایط این است که تشهیر نباید کرامت‎ستیز باشد. کرامت از آن هر انسانی، حتی انسان بزهکار است. تجویز مجازات به معنای جواز پایمال کردن عِرض و آبرو و کرامت شخص نیست. به این ترتیب شکل تشهیر با توجه به عناصر فرهنگی، اجتماعی و امکانات متفاوت خواهد بود. اصولاً مجازات به نظر من از جنس مقاصد شریعت نیست؛ از جنس وسیله و ابزار است که برای هدف یا اهدافی صورت می­گیرد و بسته به عناصر فرهنگی و اجتماعی تغییر می‌کند. ما در قوانین پس از انقلاب اسلامی بر اجرای بی‌چون و چرای مجازات­هایی که آن‌ها را اسلامی نام نهاده‌ایم تکیه کرده‌ایم؛ اما به این واقعیت توجه نکرده‌ایم که مجازات امری آموزشی و فرهنگی است. شیوه آموزش دادن به خطاکار و تربیت او و متوجه کردن وی در هر زمان و مکانی متفاوت است. تشهیر هم به‌عنوان نوعی مجازات یا شیوه‌ای از اجرای مجازات امری زمانمند است. حتی تشهیری که در روایات در مورد شاهد دروغ آمده است هرگز به معنای تجویز پایمال کردن کرامت او نیست. از همین رو برخی فقیهان مانند شیخ طوسی و ابن ادریس به درستی تأکید کرده‌اند که نباید مجرم را سوار بر حیوان کرد و گرداند. تشهیر برای شناخته شدن فرد بوده است. امروزه ما می‌توانیم نام و مشخصات شاهدان دروغ را به‌طور دقیق و به‌گونه‌ای که موجب اشتباه نشود در رایانه‌ها ثبت کنیم و اگر شاهد دروغ خواست شهادت دهد شهادت او را قبول نکنیم. یا در فرض ضرورت در رسانه‌های محلی اعلام کنیم. جالب است که ماده ۳۶ قانون مجازات اسلامی که انتشار حکم محکومیت را در برخی جرائم تجویز می‌کند می‌گوید باید در روزنامه محلی باشد. کسانی که این قانون را نوشته‌اند احتمالاً به این نکته توجه داشته‌اند که اگر هدف با انتشار حکم در روزنامه محلی تأمین می‌شود نباید در روزنامه سراسری و کثیرالانتشار مطرح شود.

    *‎ در قوانین و جوامع مدرن امروزی تشهیر چه جایگاهی دارد؟

    ** همان‌گونه که اشاره کردم تشهیر در چارچوب رعایت اصل کرامت انسانی و اینکه نباید زیاد تحقیرکننده باشد به‌عنوان عنصری بازدارنده مطرح است. مانند اعلام نام محکوم از رسانه‌ها. اما گرداندن متهم و محکوم سوار بر ماشین و مانند آن، به‌گونه‌ای که متأسفانه اخیراً شاهد بودیم ربطی به تشهیر پذیرفته شده ندارد.

    *‎ با توجه به اینکه تشهیر با آبروی بستگان مجرم هم ارتباط دارد با این لحاظ چه وضعی پیدا می‌کند؟

    ** یکی از چالش­های مجازات این است که از یک‌سو به حکم اصل شخصی بودن مجازات و مسئولیت که در آموزه‌های اسلامی هم فراوان بر آن تأکید شده است، مجازات باید متوجه خود فرد و نه کسان و خویشان او باشد؛ اما نوع مجازات معمولاً بر کسان و وابستگان او هم اثر می‌گذارد. زندان کردن محکوم، خانواده‌اش را از وجود او در کانون خانواده محروم می‌کند. به همین علت اخیراً در مقاله‌ای با عنوان «مرخصی خانواده محور زندانی» تأکید کردیم که بخشی از زیان عاطفی خانواده محکوم از زندان می‌تواند با مرخصی دادن به زندانی جبران شود. جزای نقدی بر درآمد و اقتصاد خانواده هم اثر می‌گذاردآ؛ و همین‌طور دیگر مجازات­ها. باید کاری کرد که تشهیر هم به معنای پذیرفته شده آن کمترین اثر را بر خویشاوندان و وابستگان بزهکار بگذارد. توفیق کامل در این باره دشوار است اما باید نسبت به این امر دغدغه‎مند بود و کوشید. پس در تشهیر قانونی به معنای انتشار محدود حکم محکومیت در رسانه باید این جنبه هم رعایت شود. باید محاسبه کنیم که انتشار محکومیت مجرم از رسانه بر خانواده او و فرزندان او که مثلاً مشغول تحصیل هستند چه تأثیری می­گذارد. آن‌ها نباید از این بابت زیان غیرمتعارف ببینند. ضرورت تشکیل پرونده شخصیت برای وارسی جهاتی از همین قبیل است.

    * در قوانین جزایی ایران خصوصاً قانون مجازات اسلامی در چه جرم‌هایی به مجازات تشهیر، تصریح شده است و شکل و شیوه مقبول تشهیر چگونه است؟

    ** مواد مختلفی از قانون مجازات اسلامی از جمله مواد ۲۳، ۳۶، ۲۰، یا تبصره ۲ ماده ۱۴۳ و مواد قابل توجهی از قانون تعزیرات حکومتی تشهیر را پذیرفته است. اما همان‌گونه که اشاره کردم تشهیر در این موارد و مواد مشابه در قالب انتشار حکم محکومیت در روزنامه کثیرالانتشار یا روزنامه محلی یا به‌طور نادر صداوسیمای جمهوری اسلامی است، نه گرداندن افراد در کوچه‌ها و خیابان‌ها. این برخوردها از روح و گوهر تمدن اسلامی بسی به دور است. در دینی که پیامبر آن مردمی را که به محکوم توهین می‌کردند ملامت کرد و برابر نقل فرمود: از عمل بزهکار تبری بجویید نه از خود او؛ یا فرمود: با توهین به بزهکار مایه ارتباط او با شیطان نشوید؛ یا پیشوای آن امیرمؤمنان علیه‌السلام آن‌ها را که به دیدن مجازات بزهکاران حریص‌اند آدم‌های فضول ­خواند و به قنبر فرمود: این‌ها را از من دور کن. این رفتارها در بهترین فرض نشان بی‌خبری از اسلام و آموزه‌های مترقی و کرامت مدار آن است. بخشی از متون ناظر به این بحث را در کتاب «اهداف مجازات در جرائم جنسی: چشم‌اندازی اسلامی» ذکر کرده‌ام که می‎توانید ملاحظه بفرمایید.

    *‎ پس تشهیر به معنای صرف گرداندن در شهر شامل ضرب‌وجرح در انظار عمومی نداریم؟ یعنی نمی‌توان با دستور اجرای تشهیر، متهم را در ملأعام کتک زد؟ 

    ** معاذ الله اگر چنین چیزهایی در قوانین و مقررات داشتیم باید از قوانین خود شرمنده می‌شدیم. باید شرمنده می‌شدیم که اسم این آموزه‌ها را قانون بگذاریم. متهم که اصولاً شأن خود را دارد و اصل برائت با اوست و نمی‌شود با او معاملۀ مجرم کرد، یا به او توهین کرد یا او را مجازات کرد. او یک انسان عادی است و مجازات نمی‌شود. پس اصلاً بحث متهم را به کلی از تشهیر جدا کنید و کنار بگذارید. تشهیر به‌عنوان مجازات با رعایت اصل قانونی بودن جرم در هر حال در مورد محکومی که جرمش پس از رسیدگی در دادگاه صالح ثابت شده باشد مطرح می‌شود. تا زمانی که حکم نهایی و قطعی محکومیت کسی صادر نشده باشد بدون شک تعرض به بدن و کرامت و آبروی او مصداق حرام بیّن شرع و برابر قوانین جرم است. در خصوص محکوم هم همچنان که گفتم با شرایط و چارچوبی در قالب‌های امروزی آن مانند انتشار حکم از طریق رسانه‌ها با رعایت شرایط مطرح می‌شود. کتک زدن به دیگری در ملأعام فقط یک گناه و جرم است.

    *‎ تشهیر به‌عنوان نوعی شیوه اجرای مجازات یا خود مجازات تا چه اندازه در ارتقای سلامت جامعه از پدیده بزهکاری مؤثر است؟

     ** تشهیر به معنای اعلام نام شخص حقوقی یا حقیقی با شرایط و در چارچوبی معین می‌تواند بازدارنده باشد و به برآورده شدن یکی از اهداف مجازات که همان بازدارندگی خاص یا عام است کمک کند. ولی باید به یاد داشته باشیم که استفاده گسترده از برچسب مجرمیت به افراد حقیقی یا حقوقی مناسب نیست و آثار منفی دارد. همه انواع مجازات به دارو می‌مانند. از کیفر باید کاملاً به اندازه، دقیق و در فرض نیاز یا حتی ضرورت استفاده کرد. پژوهش­ها نشان داده است که زدن برچسب مجرمانه و داغ بزهکاری به پیشانی کسی مخصوصاً اگر ماندگار باشد و در دید بسیاری از مردم باشد اثر نامطلوب دارد. نباید اجازه دهیم مجرم احساس کند به جامعه بزهکاران بستگی و تعلق دارد و راه بازگشت او به صلاح و سداد بسته است. آموزه‌های اسلامی در حوزه مجازات انسان‌گرا و اصلاح‌گرا است و اصلاح با درجه­­ای بالا از تحقیر و تزذیل بزهکار تحقق نمی‌یابد.

    *‎ اگر مأمور قانون از جمله قاضی، نیروی انتظامی و … در مواردی که تشهیر لازم نیست، حکم  به تشهیر بدهند، این متهمان در نظام اسلامی چگونه می‌توانند از حقوق خود دفاع کنند و باید به کدام مراجع قانونی مراجعه کنند؟

     ** برابر مبانی مسلّم شرعی رفتار اهانت‌آمیز با متهمان هرگز روا نیست. تشهیر غیرقانونی هم حرام است و می‌تواند مصداق جرم باشد. حتی تشهیر به معنای قانونی و شرعی آن در مواردی باید باشد که قانون تصریح کرده است. چون جرم و مجازات باید قانوناً بیان شده باشد. مواد قانونی متفاوتی داریم و عنوان­های مجرمانه متعددی بر این رفتار صادق می‌آید و بدون شک مسئله قابل‌پیگیری قضایی است. فصل دهم از قانون مجازات اسلامی (تعزیرات) با عنوان تقصیرات مقامات و مأمورین دولتی جرائم گوناگونی را برشمرده است که بر رفتارهایی مانند تشهیر از نوع آنچه متأسفانه اخیراً شاهد بودیم صادق می‌آید. این اعمال با شرایطی مصداق محروم کردن افراد از حقوق شناخته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که جرم است. همچنین می­تواند مصداق سوءاستفاده از قدرت و جلوگیری از اجرای قوانین باشد که عنوان مجرمانه مستقلی است. گاه این اعمال مصداق اذیت و آزار بدنی برای وادار کردن افراد به اقرار است که آن نیز جرم مستقلی است. ماده هفت قانون آیین دادرسی کیفری کشور هم برای کسانی که به مضامین قانون احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی بی‌توجهی کنند ضمانت اجرای کیفری پیش‌بینی کرده است. در ماده ۲۰ سند امنیت قضایی که اخیراً توسط ریاست قوه قضاییه ابلاغ شده است نیز بر حفظ انواع حقوق مظنونان، متهمان، شهود و مطلعان و رعایت کرامت انسانی آن‌ها تأکید شده و به لزوم پرهیز از هر گونه شکنجه جسمی یا روحی، اجبار به اقرار یا ادای شهادت یا ارائه اطلاعات، رفتار توأم با توهین و تحقیر کلامی یا عملی، خشونت گفتاری یا فیزیکی و آزار جنسی یا هتک حیثیت و آبروی اشخاص از هر نوع و همچنین هرگونه تهدید، اعمال فشار و محدودیت بر خود فرد یا خانواده و نزدیکان اشخاص فوق، در هر شرایطی مطلقاً تصریح شده است. برابر این ابلاغیه، رفتارهای مذکور نسبت به افراد محکوم به حبس یا زندانی یا تبعیدشده فراتر از حکم قضایی صادر شده، ممنوع و موجب مجازات است. البته امیدوارم این تأکیدها صرفاً نوشته‌هایی بر کاغذ نباشند و در عمل برای همه و در مورد همه مراعات شود.

  • بازاندیشی نظریه فقهی پلیدی ذاتی انسانِ زاده شده از رابطه نامشروع

    بازاندیشی نظریه فقهی پلیدی ذاتی انسانِ زاده شده از رابطه نامشروع

    رحیم نوبهار

    سیدجعفر حسینی

    زنازاده به باور برخی از فقیهان امامیه با سرشت و طینتی ناپاک آفریده می شود. مستند این باور، روایاتی چند است. این روایات بر استنباطِ احکامِ زنازاده از منابعِ فقهی اثر گذاشته اند. برخی فقیهان برای توجیه احکامِ تبعیض آمیز در زمینه ارث، قضاوت، شهادت، مرجعیت، امامت جمعه و جماعتِ انسان زاده شده از زنا در کنار دیگر ادله به پلیدی ذاتی او هم استناد می نمایند. این مقاله با رویکردی تحلیلی انتقادی و تأکید بر اشتراک همه آدمیان در پاکی فطرت در پی نقد نظریه پلیدی ذاتی زنازاده است. مقاله در پی تقویت این دیدگاه است که به موجب دلایلی از قرآن مجید، سنّت و عقل، همه انسان ها از جمله زنازاده، با طینت و سرشتی پاک به دنیا می آیند. این دیدگاه انسان شناسانه درباره زنازاده، در ترسیم نظام حقوق و تکالیف وی مؤثر است؛ بدین سان تبعیض های پیش بینی شده برای طفل زاده شده از رابطه نامشروع، تا جایی که مستند آن ها نظریه خُبث ذاتی زنازاده است، نیازمند بازاندیشی اند.


Notice: ob_end_flush(): Failed to send buffer of zlib output compression (0) in /home/rnobahar/public_html/fa/wp-includes/functions.php on line 5493