کتاب اسلام و مبانی حقوق بشر به بررسی دیدگاه اسلام درباره مباحث بنیادین حقوق بشر مانند: کرامت انسانی، برابری، آزادی، عدالت، صلح، مدارا، اصول کلی حقوق زن و نظریه دولت در اسلام می پردازد. محتوای مباحث کتاب نشان می دهد که درک و فهمی همدلانه از اسلام که با اصول حقوق بشر هماهنگ باشد به آسانی و بدون تکلف امکان پذیر است؛ هرچند مسلمانان می توانند در سطح هنجارهای حقوق بشری برداشت های خود را از اصول حقوق بشر داشته باشند؛ اما این تفسیرها هرگز به گونه ای نخواهد بود که به کم رنگ شدن یا تضعیف اصول و بنیادهای حقوق بشر و بی خاصیت شدن آن بینجامد. کتاب در جای جای مباحث سعی کرده است که به تفسیر مقولاتی که در آموزه های اسلامی وجود دارد و به ظاهر با حقوق بشر ناسازوار با حقوق بشر است بپردازد. کتاب اسلام و حقوق بشر در آذر ۱۴۰۲ توسط نشر نگاه معاصر در تهران در ۳۶۴ صفحه رقعی به چاپ رسیده است.
دسته: حقوق بشر
-
نقد فتوای مشهورِ فقهایِ امامیه درباره ارث کودکان متولد از رابطه نامشروع
دکتر رحیم نوبهار، سیدجعفر حسینی
برابر نظرِ مشهورِ فقهایِ امامیه، زنازاده از ارث پدر و مادر محروم است. این حکم که مبنای ماده ۸۸۴ قانون مدنی است، در شمار مسائل اجماعی نیست که باب اجتهاد در آن بسته باشد. ادله این حکم، اخبار واحدی است که دچار ضعفِ سندی و دلالتی است. این اخبار با ادله دیگر نیز در تعارض است. نظریه مشهور همچنین با عمومات آیاتِ قرآن کریم و شماری از اصول و قواعدِ شرعی، عقلی وکلامی مانند اصل برابری در حقوق و تکالیف، قاعدۀ عدالت و نفی ظلم و قاعدۀ وِزر یا اصل شخصی بودن مسئولیت سازگار نیست. این مقاله با بررسی و نقد ادلّه و مستنداتِ نقلی و عقلی نظریه مشهور و تتّبع در آراء فقیهان، نظریۀ مشهور را نقد نموده و به تقویت نظریهای پرداخته که ارث بردن زنازاده از پدر و مادر را میپذیرد. آنچه بیشتر با ظاهر ادلّه سازوار می نماید محرومیت ارث پدر و مادر از کودک نامشروع است؛ نه ممنوعیت ارث فرزند از پدر و مادر طبیعی خود.
-
قداست حیات آدمی، بنیاد مشترک صلح و سلامت
[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2018/12/SHIRAZ-PERSIAN-ABSTRACT.docx”]
-
حق بر منظر، حق بر کیفیت زندگی است
رحیم نوبهار- عضو هیأت علمی دانشکده حقوق- دانشگاه شهید بهشتی
- رویکردی در دوران ما تمایل دارد تا بر قامت بسیاری از “مصلحت”ها و “منفعت”ها لباس زیبای “حق” بپوشاند. این به دلیل جذابیت مفهوم حق و بار اخلاقی و بُرندگی آن در کشمکشهای حقوقی و اجتماعی است. همینکه امری با نام حق شناخته میشود نقض آن توسط دیگران اخلاقاً ناموجه قلمداد میشود. با این حال، گفتمانی که به توسعه مفهوم حق تمایل دارد با این ایراد هم مواجه شده است که همه مصالح و منافع را حق قلمدادکردن به پدیده “تورم حق” می انجامد. وقتی همه چیز حق باشد، حقِّ “حق” چندان که باید ادا نمیشود. همانگونه که سعدی استاد سخن پارسی گفته است: اگر همه شب قدر بودی شب قدر بیقدر بودی. افزون بر این، اگر بتوانیم حقهای بهظاهر نوپیدا را به حقهای بنیادین و شناختهشده فروبکاهیم دلیلی ندارد که پیوسته سیاهه حقها را طولانیتر کنیم.
- جدا از این منازعه، از جمله حقهای نوپیدا حق بر منظر است. مقصود از منظر یا چشمانداز ناحیهای است که از نظر مردم ویژگی آن محصول عمل و تعامل عوامل طبیعی و یا انسانی باشد. منظر که امروزه بر اهمیت و لزوم پاسداشت آن تأکید میشود تنها چشماندازهای عالی و برجسته نیست. چشماندازهای معمولی و عادی هم در هر حال منظرند و باید از آنها محافظت کرد. چشمانداز ممکن است در مناطق طبیعی، روستایی، شهری یا مناطق پیشاشهری در دریا یا خشکی یا جزیره باشد. منظر پدیدهای همهجایی است و میتواند بالقوه یا بالفعل باشد. اگر بنا باشد به چشمانداز اهمیت بدهیم باید به چشماندازهای در حال شکلگیری هم که گاه با احداث مناطق روستایی یا شهری نوپیدا مطرح میشود اهمیت بدهیم.
- وجود منظرها به زندگی و حیات انسان کیفیت میبخشد. میدانیم که امروزه فراتر از حق حیات از حق بر کیفیت حیات سخن گفته میشود. کافی نیست که آدمیان زنده باشند، بلکه حیات و زندگی آنان باید با کیفیت باشد. بیگمان منظرها و چشماندازها به نوبه خود به حیات کیفیت میبخشند. همانگونه که پاسداشت حیات آدمی ضروری است صیانت از هر آنچه به حیات آدمی کیفیت میبخشد نیز ضروری است. احترام به منظر نمادی از احترام به رفاه انسان و ارزشهای بنیادینی مانند عدالت و برابری است. از نقطهنظرعملی، از بینبردن منظرها بیگمان به کاستیهای روانی و اجتماعی فراوانی میانجامد و زندگی را با فسردگی و بینشاطی همراه میسازد.
- از نگاهی دیگر چشماندازها میراث مشترک بشری است. اگر بخواهیم با ادبیات حق سخن بگوییم آنها به نوعی به عموم تعلق دارند و ملک مُشاع همه مردمند. در ادبیات حقوق بشر، منظر یک کالای عمومی ضروری(vital public good) و یک حق جمعی از نوع حقهای نسل سوم است. بیگمان گونههایی از تصرف در آنها مصداق تصرف در حقوق دیگران است. از این نظر، دولتها، فعالان بخش خصوصی و دولتی و حتی یکایک مردم، موظفند در نگهداری منظرها بکوشند. بویژه در برنامههای توسعه روستایی و شهری باید به حفظ چشماندازها و تعلق آنها به عموم پایبند بود. دولتهایی که دلمشغول کیفیت زندگی مردمند به حفظ چشماندازها بها میدهند. آنها نه تنها در برنامهریزیهای شهری و روستایی به حفظ و حمایت از چشماندازها بها میدهند که مردم را نسبت به اهمیت چشماندازها آگاه مینمایند. همچنان که کنوانسیون اروپایی چشمانداز، دولتهای عضو را به پیشبینی درسی در مقاطع تحصیلی دبیرستان و دانشگاه برای افزایش آگاهی و حساسیت به چشمانداز موظف نموده است.
- باری ساخت و سازهای ناموجه و نامناسب در شهر، هم به حق بر شهر و هم به حق بر چشمانداز زیان میرساند. میدانیم که از دهههای ۱۹۷۰ مفهوم حق بر شهر توسط برخی اندیشمندان مطرح شده و گفتمان آن پیوسته در حال فربهترشدن است. ایده حق بر شهر میتواند الهامبخش مفاهیمی مانند دسترسی برابر همه شهروندان به خدمات شهری، مشارکت عمومی و مردمسالارانه در اداره شهر، حق غریبهها و مهاجران به شهر، تعلق فضاهای عمومی به همگان و اداره دموکراتیک این فضاها باشد. البته کسی را رسد که حق بر شهر را هم بر پایه منازعهای که در بند یکم به آن اشاره شد به حقهای بنیادینی مانند برابری، مشارکت و .. فرو بکاهد. اما زندگی در شهر هم در هر حال باید با کیفیت باشد. از یکسو نمیتوان با ساخت و سازهای ناموجه چشماندازهای طبیعی را از عموم گرفت. از سویی دیگر فضای عمومی شهر باید در مجموع چشمنواز و گیرا باشد. در واقع اهالی شهر تنها به تصرفاتی رضایت ضمنی دارند که متعارف، مقبول و چشمنواز باشد و منظر عمومی شهر را از آنان نگیرد یا منظرها را زشت نسازد. گونههایی از رفتار در شهر به خودی خود به حق مردم به منظر زیان میرساند. برای مثال گونههایی از دورهگردی میتواند به منظر شهر آسیب بزند.
- فضاهای عمومی شهری جایگاه فعالیتهای اجتماعی هم هست. به دلیل ارتباط دو مقوله حوزه عمومی و فضای عمومی فضاهای عمومی هم به لحاظ وسعت و اندازه و هم به لحاظ چشمنوازی نباید به گونهای باشند که مردم را از حضور در آنها بیرغبت نماید. مارشال برمن در مقدمه ای با عنوان مدرنیسم در خیابانها بر کتابش “تجربه مدرنیته” یادآور شده است که وجود فضاهای عمومی فیزیکی برای حوزه عمومی و مردمسالاری ضروری است. او با اشاره به بازدید خود از برازیلیا پایتخت برزیل میگوید: نوعی غیاب عمدی حوزه عمومی در این شهر احساس می شود. برازیلیا فاقد فضایی است که مردم بتوانند همدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند. در نتیجه در این شهر حس تنهایی و گمگشتگی به انسان دست میدهد. (در این باره نک: نوبهار، فاطمه، از حوزه عمومی تا فضاهای عمومی، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، بهار۱۳۹۲) نامطلوبی فضاهای عمومی میتواند مردم را پیوسته به نشستن در خانه و گوشهگیری و انزوا سوق دهد. بیمیلی به حضور در فضاهای عمومی حتماً به پیامدهای روانی و اجتماعی نامطلوبی میانجامد و کیفیت مادی و اجتماعی زندگی را تضعیف مینماید. بدینسان کیفیت زندگی در شهر هم ایجاب میکند تا در کنار توجه به چشماندازهای فضاهای خصوصی به چشمانداز فضاهای عمومی هم اهتمام داشته باشیم.
- در ادبیات دینی از دیرباز پیوسته بر حفظ حریم در ساخت و ساز تأکید شده است. رعایت حریم بویژه اگر درست طراحی و اجرا شود به نوبه خود هم به کیفیت زندگی در شهر و هم به حفظ چشماندازها کمک میکند. تنها پرهیز از تخریب و امحای چشماندازها کافی نیست. باید ساختوساز شهری را به گونهای طراحی کرد تا شهروندان بتوانند در عمل از چشماندازها بهرهمند باشند. بنا نیست منظر و چشمانداز مردم تنها سنگ و آجر و آهن باشد. انبوهی از متون دینی و بویژه آیات قرآنی هم بر تعلق زمین به همه آدمیان و هم بر لزوم نظر و نگاه به طبیعت به مثابه آفریده خداوند تأکید میکند. همنوایی با این آموزهها میطلبد تا بگذاریم نگاه بندگان خدا به آسمان زیبا، زمین گسترده و فراخ او، کوههای برافراشته، جنگلهای سرسبز ورودخانههای پرآب یا حتی کمآب و خشک، کویرهای خشک و زیبا گشوده باشد و انسان هر چه بیشتر با طبیعت به مثابه صُنع و آفریده پرودگار همنشین و مأنوس باشد. دور نیست که ارمغان این همنشینی، همنوایی و هماهنگی بیشتر با طبیعت و دوری از بسیاری نابسامانیهای فردی و اجتماعی باشد.[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2018/05/1603-09.pdf”]
-
مردم سالاری و امید اجتماعی
خلاصه مقاله برای نخستین همایش علمی امید اجتماعی در ایران، ۷و ۸ اسفند ۱۳۹۶، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، چاپ شده در چکیده مقالات همایش، صص۶۷-۶۸٫
مردم سالاری و امید اجتماعی
رحیم نوبهار، دانشیار دانشکده حقوق- دانشگاه شهید بهشتی
این مقاله با مروری کوتاه بر نسبت میان دموکراسی و امید به برخی از موانعی می پردازد که در نظام حقوقی ایران در عمل مانع نهادینه شدن امید حاصل از مردم سالاری است.
در باره این که آیا دموکراسی و ارزش های مرکزی آن با امید ارتباط دارد یا نه؛ اختلاف نظر وجود دارد. از چشم اندازی، شعارهای محوری در مردم سالاری مانند: آزادی، برابری و برادری به خودی خود ارتباط مستقیمی با امید ندارند؛ به همین ترتیب مفاهیمی مانند حداکثر خوشبختی برای حداکثر مردم که در یک دیدگاه سودانگار از مردم سالاری با اهمیت است به ظاهر ارتباطی با مسأله امید ندارد. ایده اخلاقی حاکمیت قانون که در دموکراسی بااهمیت است نیز به ظاهر با امید ارتباط ندارد.
اما در دیدگاه مردمسالاری این ارزش ها همچون اموری دست یافتنی است. آنها صرفا احتمالات یا آرمان هایی اتوپیایی نیستند؛ بلکه امور ممکنی هستند که باید برای دست یافتن به آنها کوشید. بدین سان امید با مردم سالاری ارتباط پیدا می کند. به همین ترتیب درک این واقعیت که دموکراسی بدون مشارکت عمومی شکلی از الیگارشی است امید را به سیاست های مردمی پیوند می زند. با توجه به این که توسعه اجتماعی از جمله رسیدن به درکی عمیق تر از حق ها، دسترسی وسیع تر به دانش و شرکت هر چه بیشتر در قلمرو عمومی بهترین راه برای دستیابی به برابری و کاهش یا محو فقر است سیاست های مربوط به امید برای نظریه و اقدام مردم سالارانه ضروری و بااهمیت می شود.
در گفتمان مسلط دموکراسی یا دست کم در یکی از خوانش ها و رویکردهای دموکراسی بر مشارکت شهروندان در امور عمومی حتی در شرایطی که آنها به اندازه کافی برخوردار نیستند و چه بسا توان عالی برای تصمیمسازی ندارند تأکید می شود. این خوانش تأکید خود را بیش از هر چیز بر مشارکت قرار می دهد. موتور محرکه این اندیشه که یک اولویت هنجارین به مشارکت می دهد این است که برابری اقتصادی نمی تواند بدون سیاست های مشارکتی به دست آید. این دیدگاه به امید بها می دهد؛ زیرا نوید می دهد که مشارکت های مردمی در سیاست های مردم سالارانه راه مناسبتری را به روی برابری اقتصادی می گشاید تا اصلاح تدریجی کیفیت های شهروندی در شهروندان.
به نظر می رسد در نظام هنجارین انتخاباتی جمهوری اسلامی ایران حق مشارکت مستقیم همه مردم در انتخابات در همه سطوح در مرحله نظر به رسمیت شناخته شده و به مشارکت فعال شهروندان که به طور طبیعی می تواند کانون امید باشد اهمیت داده شده است. برابر قوانین موجود همه شهروندان جدا از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خود می توانند در انتخابات شرکت کنند. هرچند گاه برای انتخاب شوندگان محدودیتهایی جدی وجود دارد.
صرف نظر از محدودیتها این مشارکت به طور طبیعی باید درجه بالایی از امید و نشاط اجتماعی را به ارمغان بیاورد. در عمل اما موانعی وجود دارد که امید و شور ناشی از مردم سالاری کیفیت لازم و معیار را ندارد و چندان که باید نهادینه نشده است. حتی اصل مشارکت مردم به کاتالیزورها و محرکهای فراوانی نیاز دارد. برخی از موانع شکل گیری امید و نشاط حاصل از مردم سالاری که در این مقاله بررسی میشوند عبارتند از: فرایندهای سختگیرانه تایید صلاحیت نامزدها در انتخابات های مختلف؛ احتمال رد صلاحیت نامزدهای تایید شده در هر مرحله از انتخابات؛ کوتاه بودن زمان فعالیت های انتخاباتی، فقدان مناظرات مدنی و جامعوی مربوط به راه حل معضلات اجتماعی، اختصاصی بودن برخی از مهمترین نهادهای انتخاباتی مانند مجلس خبرگان رهبری، یکنواختی و تغییرنابرداری برخی از نهادهای اساسی قدرت مانند شورای نگهبان، تعدد مشاغل برخی از چهره های سیاسی. گردش قدرت در میان افراد معدود، خانوادگی شدن برخی از نهادهای قدرت، قدرتمندی و در عین حال پاسخگو نبودن برخی از نهادهای غیرانتخابی، دست و پاگیر بودن قوانین و مقررات مربوط به فعالیت در قلمرو عمومی و تشکیل سازمانهای مردم نهاد. هر یک از این موانع به سهم خود شور و امید اجتماعی را که محصول طبیعی مردمسالاری است به نوعی تضعیف می کند.
واژگان کلیدی: امید، مردمسالاری، دموکراسی مشارکتی، حوزه عمومی، جامعه مدنی.
-
کرامت انسانی، آزادی و امنیت و حق بر تعیین سرنوشت در منشور حقوق شهروندی
[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2017/09/MANSHOUR.docx”]
-
جلوه های حق الناس در عرصه عمومی
[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2017/06/HAGH-AL-NAS-PUBLIC-SPHERE.pdf”]