[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2017/01/scan0001_Combine.pdf”][gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2017/01/Ayatollah-Ardebili-Mehrnameh.docx”]
دسته: دغدغه ها
-
آیتالله موسوی اردبیلی؛ فقیه قانونگرا
[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2017/01/AYATOLLAH-AREBILI-GHANOONGERAEI.docx”]
-
دربارۀ آیت الله موسوی اردبیلی
[gview file=”http://www.rnobahar.ir/fa/wp-content/uploads/2016/12/AYATOLLAH-ARDEBILI-SHAFAQNA.docx”]
-
فقیهی ایستاده در میانه قم و نجف
1. از حدود سال 1368 زمانی که آیتالله موسوی اردبیلی –قدسسره-آهنگ بازگشت به قم را نمود، توفیق داشتم محضر علمی ایشان را درک کنم. بخشی از آشنایی من به شرکت در درس عمومی ایشان مربوط میشود؛ بخشی به سه سال شرکت در جلساتی که ایشان حواشی خود بر مناسک حج را نگاشتند؛ بخشی به شرکت در جلسات حاشیه ایشان بر عروهالوثقی؛ و سرانجام بخشی نیز به جلسات خصوصی که توفیق فراگیری از ایشان حاصل میشد، بازمیگردد.
2.در این مدت برداشتم از رویکرد و روش اجتهادی ایشان این بود که او در عمل، آمیزهای از مکتب قم و نجف را برگزیده است. از یکسو آنگونه که در مکتب فقهی آیتالله خویی رایج است، به تحلیل و نقد سندی بها میداد و مبهوت و مغلوب شهرت روایت یا اجماعات و شهرتهای ادعایی نمیشد. همزمان مجتهدی آزاداندیش بود که درعین احترام به پیشینیان، آن گونه که در مکتب قم رایج است، به تحلیلهای متنی و واکاوی درونمایه روایات هم بها میداد. او از این جهت به رویکرد مکتب قم دوم -که با آیتالله موسس عبدالکریم حایری شروع میشود- نزدیک میشد. ضمن این که در استنباط احکام برای قرآن مجید جایگاهی ویژه قائل بود.
3. آیتالله موسوی اردبیلی در زمینه تفسیر متن، زیر تاثیر مکتب فقهی آیتالله بروجردی بود و با تفسیرهای ادبی و لفظی افراطی میانهای نداشت. به رویکرد زمینهگرایی و بافتگرایی بها میداد و میکوشید محتوای روایات را در بستر و فضای صدور آنها درک کند. هم از اینروی به آرای فقیهان اهل سنت بها میداد، اما نه برای این که صرفاً به آنچه امروزه فقه تطبیقی نامیده میشود بپردازد؛ بلکه برای اینکه گوهر کلام امامان معصوم(ع) را که در دوران تسلط گفتمان فقهی اهل سنت شکل گرفته بود، دریابد. او موافق تمسک بیاندازه به اطلاق روایات و متون برای استنتاجهای گسترده نبود. آیتالله اردبیلی میکوشید در این باره راه حزم و احتیاط را پیشه کند و ضمن احترام به متن از تعمیمهای نابجا که گاه مشکلآفرین میشود، بپرهیزد.
4.آیتالله موسوی اردبیلی به رغم پایبندی به متن و احترام خاص به بزرگان و پیشینیان فقه و فقاهت، ذهنی عرفی و عقلگرا داشت؛ به بناها و رویههای عقلایی بها میداد و از اینروی به خود اجازه میداد تا به رغم انبوهی از روایات در باره کیفر مرتد از خود و حتی از دیگران بپرسد که برای نمونه: کسی که در اثر مطالعه و در جریان جستجوی حقیقت دچار شبهه شده چرا باید شاک و مرتد قلمداد شود و به قتل برسد؟ او کیفر دادن کسی که پس از ارتکاب عمل مستوجب حد، دیوانه شده را به رغم روایات موجود مورد تردید قرار میداد؛ زیرا سزا دادن دیوانه را به لحاظ عقلانی سودمند نمیدانست. او بر پایه همین رویکرد به مواردی مانند لزوم به روز کردن نرخ مهریه، لزوم تحصیل رضایت زوجه در مسئله بارداری، امکان این که فرزندی که از راههای نوین باروری متولد میشود دارای دو مادر باشد فتوا میداد و در صحت برقراری ازدواج میان نابالغ و دیگری صرفاً برای ایجاد محرمیت اشکال مینمود. این رویکرد ایشان بهویژه در مسایل مربوط به قلمرو معاملات به معنای اعم نمایان بود. مصاحبت دیرینه با اندیشمندانی چون شهید مطهری، شهید بهشتی و امام موسی صدر نشانگر وجود دغدغههای روشنبینانه ایشان از دیرباز و دوران جوانی است.
5. آیتالله موسوی اردبیلی نگاهی جهانشمول به اسلام داشت. او به خوبی دریافته بود که دورانی که داوری درباره احکام فقهی به جامعه مسلمانان یا شیعیان محدود بود به سر آمده است. استنتاجات فقیه بهویژه آن جا که به رابطه مسلمان با غیرمسلمان مربوط میشود امروزه در معرض داوری جهانی است. دیگران میخواهند بدانند فقیه مسلمان امروز چگونه در داوری میان مسلمان و غیرمسلمان فتوا میدهد. آیا همچون داوری بیطرف و بر بنیادهای عدالت و انصاف فتوا میدهد؛ یا تنها اهتمامش این است که مسلمان را هر طور شده برنده نزاع اعلام کند. این رویکرد در روش فقهی آیتالله موسوی اردبیلی البته در فتاوایی چند بازتاب یافته که شرح و بسط آن فرصت جداگانهای را میطلبد. او تصریح میکرد که مسلمان باید در روابط خود با غیرمسلمان از مواردی مانند نقض پیمان و عهد، غشّ در معامله، کمفروشی، خیانت در امانت و احجاف بپرهیزد.
هرچند او در مسائلی مانند ارث غیرمسلمان از مسلمان به حکم روایات موجود همان دیدگاه سنتی را داشت.
6. آیتالله موسوی اردبیلی از ذهنی کاملا تیز، وقاد و تحلیلی برخوردار بود. یار قدیمی، پارسا و دانشمند او فقیه عالیقدر آیتالله شبیری زنجانی هم بر این مطلب تاکید کرده است. به محض این که مسئلهای فقهی را با او در میان میگذاشتی آیتالله بیدرنگ آن را به شقوق و صورتهای گوناگون تقسیم میکرد. مخاطب در یک چشم به هم زدن درمییافت که مسئلهای که به ظاهر ساده و بسیط بود، دارای شقوق و صورتهای گوناگون است. او در سایه برخورداری از همین رویکرد و روش تحلیلی بود که میپرسید: مجازات قتل مرتد فطری برای چه کسی است؟ آیا این کیفر برای کسی است که در خانهای برخوردار از فرهنگ و تربیت اسلامی پرورش یافته است؟ آیا این کیفر مربوط به کسی است که در جامعه به تبلیغ علیه دین میپردازد؟ آیا این کیفر مربوط به کسی است که از سر جحد و عناد، اسلام و لوازم بدیهی آن را انکار میکند و دهها فرع و فرض دیگر که در کتاب الحدود و التعزیرات ایشان آمده است. همین نکتهپردازیها سبب شده است تا او حجم مبحث ارتداد را که در نوع کتابهای فقهی ازچند صفحه تجاوز نمیکند به حدود 350 صفحه و در واقع به یک کتاب کامل افزایش دهد. این مسئله همزمان نشانگر ذهن دغدغهمند او نسبت به مسائلی است که به نوعی حساسیتبرانگیز
است.
7. آیتالله موسوی اردبیلی به روزآمدی فقه در عین حفظ چارچوبها بها میداد. حتی اگر روح حزم و احتیاط او در فتوای نهایی چیز دیگری بود، اما در طرح مباحث گشادهدل بود و از طرح مباحث جدید و دیدگاههای نو باک نداشت. نواندیشان را تکفیر نمیکرد. دیدگاههای آنان را میشنید و نقد و جرح و تعدیل میکرد. او با مفاهیم دنیای مدرن مانند آزادی و حقوق بشر و کرامت انسان سر ستیز نداشت. من خود از نزدیک شاهد بودم که او سخت از برپایی سلسله نشستهای حقوق بشر در دانشگاه مفید بهویژه پرداختن به دیدگاههای اسلامی دراین همایشها اهمیت میداد و گفتوگو میان مسلمانان با دیگران برای ترویج تفاهم و صلح را ارج مینهاد و در چارچوب امکانات و محدودیتهای موجود از آن حمایت میکرد.
8. مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی بهرغم برخورداری از ذهن عرفی، به شناخت کارشناسانه موضوعات و متعلقات احکام شرعی اهمیت میداد. او بر آن بود که حکم فقیه پیرامون موضوعات بهویژه موضوعات نوپیدا یا موضوعاتی که در زمانه ما اهمیت یافته یا دچار تحول بنیادین شده، باید پس از مشورت با کارشناسان مربوط صورت گیرد. در باره حکم مسائلی مانند ماهیت پول و کارکردهای آن، ماهیت عقود و معاملات بانکی، مباحث پزشکی و شیوههای نوین باروری تنها پس از دریافت نظر کارشناسان فتوا میداد. او برای این مسئله صرف وقت میکرد و بارها از نزدیک نظرات کارشناسان را جویا میشد.
9. امروزه که فقه شیعی به میدان عمل و تجربه آمده است، جامعه شیعی به فقیهان روشنبینی همچون آیتالله موسوی اردبیلی که دغدغه رویکرد عقلانی به فقه و روزآمدی آن را داشته باشند، سخت نیازمند است. جا دارد حوزههای علمی شیعی به نکتهسنجیهای این گونه فقیهان که از خرمن بزرگانی چون آیات عظام خمینی، خویی، بروجردی و محقق داماد بهره گرفتهاند بها دهد و آنها را به جد پیگیری کند و توسعه دهد. او در این راه نشاط علمی خود را تا واپسین روزهای عمرش از دست نداد. همیشه در جلسات شورای استفتا و جز آن در حالی که جوانان و روحانیون فاضل خواهان ختم جلسه بودند، آیتالله از سرنشاط و شور علمی خواهان تداوم بحث و گفتوگوهای علمی بود. از بحث علمی احساس خستگی نمیکرد، بلکه ترک درس و بحث برایش سخت و ملالآور بود. تداوم این روحیه در 91 سالگی نشانی از توفیقی الهی است. در آخرین ملاقاتم با معظمله در چند هفته اخیر نگران بود که طلبهها هنگام دیدن یکدیگر بهجای طرح یک مسئله فقهی و مباحثات طلبگی از یکدیگر در باره اخبار جاری میپرسند.
10. باری پرداختن به ویژگیهای اخلاقی، سیره انسانی و عواطف ژرف و عمیق آیتالله موسوی اردبیلی فرصت جداگانهای را میطلبد. در مجموع، برخورداری از صفاتی مانند مردمداری، صفا و خلوص، اهتمام به سرنوشت جامعه شیعی، و عموم مسلمانان بلکه جامعه بشری، ناهمدلی با انواع جنگ و درگیری و منازعات و کشمکشهای مسلحانه، احتیاط در فتوا و عمل، نگاه وسیع و گشادهدلانه به مسائل و نیروهای اجتماعی در کنار مشی و منش اعتدالی همراه با انبوهی از خدمات اجتماعی، علمی و فرهنگی از او فقیهی ممتاز ساخته بود. -
بزرگداشت عاشورا و مراقبت های زیست محیطی
چاپ شده در روزنامه همدلی، شماره 438، دوشنبه 19 مهر 1395
1. در بزرگداشت عاشورا و یاد سالار شهیدان باید سبز و طبیعتدوست بود و محیط زیست و اکولوژی را تا جای امکان پاس داشت. برگزاری آیینهای عاشورا اگر بدون توجه به مسائل زیست محیطی باشد علیالقاعده نمیتواند مورد تایید آموزههای دینی و روح بلند سالار شهیدان(ع) باشد. برگزارکنندگان آیینهای عاشورایی باید چنان رفتار کنند که اگر برنامهها و آیینهای عاشورایی به سمع و نظر کارشناسان و دلسوزان محیط زیست برسد، آن را با اصل احترام به محیط زیست سازوار ببینند. به یاد داشته باشیم که میلیونها انسانی که در گوشه و کنار جهان هنوز حتی نام حسین(ع) را نشنیدهاند او را در آیینه رفتار ما مشاهده میکنند. بیتوجهی ما به مسائل زیست محیطی در آیینهای عاشورایی خدای ناکرده به این پندار نادرست دامن میزند که شاید اسلام به محیط زیست بیتوجه است.
2. از بایستههای زیست محیطی بزرگداشت عاشورا مراقبت کامل از درختان است. استفاده از شاخ و برگ درختان سبز در آیینهای عاشورایی مناسب نیست. در برخی از مناطق برای برپایی طاق نصرتها یا تکیهگاهها از ساقهها و شاخههای درختان سبز استفاده میشود. کشور ما به شدت خشک و کم آب است. گاه برای برپایی هر درخت و حتی یک شاخه آن هزاران لیتر آب مصرف شده است. گمان نمیرود اولیای دین ما راضی باشند با قطع درختان یا آسیب زدن به شاخ و برگشان یاد و نام آنان را گرامی بداریم. برای برپایی طاق نصرت و تکیهگاهها ابزارها و وسایل دیگر جز درختان سبز وجود دارد. بهویژه استفاده از شاخ و برگ درخت نخل که برابر برخی روایات به احترام آن توصیه شده است، توجیه شرعی و عقلانی ندارد. فضای سبز موجود در کشور ما با زحمت و دشواری، حفظ و اداره می-شود. در کشورهای به شدت سرسبز، درختان دارای شناسنامهاند و حتی آسیب جزیی به آنها هم گاه دارای جریمههای سنگینی است. ما که اصولاً در سرزمینی خشک زندگی میکنیم به پاسداری تمامعیار از درختان سزاوارتریم. جا دارد از درختانی که در نزدیکی تکیهگاهها و محلهای برگزاری آیینهای عاشورا قرار دارند، با تمام وجود مراقبت کنیم.
3. بسیاری از کلانشهرهای ما با مشکل آلودگی دست به گریباناند. آیینهای عاشورایی نباید در وخیمتر شدن این وضع سهیم باشد. میتوان محل استقرار تکیهها و گردهماییها را به گونهای انتخاب کرد که تا جای امکان از ترافیک سنگین وسایل نقلیه پیشگیری شود. هیاتهای مذهبی میتوانند با هماهنگی مسئولان راهنمایی و رانندگی مکانهای هر چه مناسبتری را برای گردهماییها انتخاب کنند. اختصاص برخی مناطق یا خیابانها به محل برگزاری مراسم و آیینهای عاشورایی و منع تردد وسایل نقلیه در آنها هم فضای مناسب، ایمن و آرامی را برای برگزاری مراسم فراهم میکند و هم از ازدحام وسایل نقلیه و تولید حجم عظیمی از آلایندهها پیشگیری میکند. شاید برگزاری مراسم کوچک و محدود محلهای هم به نوعی در کاهش رفت و آمد وسایل نقلیه کمک کند.
4. در بسیاری از آیینهای عاشورایی مقادیر فراوانی غذا و نوشیدنی تهیه و توزیع میشود. البته آنچه در این میان جای آن خالی است توزیع محصولات فرهنگی است که بیانگر پیامها و اهداف و راه و رسم امام حسین(ع) باشد. جدا از این نکته در توزیع غذا و نوشیدنی در آیینهای عاشورا باید جانب اعتدال و تناسب را رعایت کرد. درست است که احسان و اطعام به نام سالار شهیدان(ع) و در آیینهای مربوط به آن امام شهید، اجر و پاداش خاص خود را دارد، اما اسراف و تبذیر در هر حال نکوهیده است. انتساب و ارتباط یک عمل با عاشورا و امام حسین(ع) حکم شرعی آن را تغییر نمیدهد. اسراف و تبذیر در هر حال ممنوع است. زیبنده نیست در حاشیه آیینهای امام حسین(ع) شاهد دورریز مواد غذایی مصرف نشده یا نیمه مصرف شده باشیم. ضرورت ندارد همه اطعامها و احسانهایی که به نام سیدالشهداء صورت میگیرد، تنها در یک یا دو روز متمرکز باشد تا برخی از آنها بیمصرف بماند، یا به خوبی مصرف نشود. میتوان با برنامهریزی و گزینش زمان و مکان مناسب برای مصرف این احسانها خوان پربرکت امام حسین(ع) را در طول سال گسترده نگه داشت و نیازمندان واقعی را از این منبع پربرکت برخوردار ساخت. برابر حدیثی از پیامبر خدا(ص): «زمین همچون مادر مهربان ماست.» منابع زمین محدود است. نباید محصولاتی را که از شیره جان این مادر مهربان استخراج میکنیم به هدر دهیم.
5. در انتخاب نوع ظرف غذا و نوشیدنیهایی که در آیینهای عاشورایی توزیع میشود افزون بر رعایت سلامت کامل مصرفکنندگان باید به اصول زیست محیطی توجه کنیم. استفاده از ظرفهای با مبدا گیاهی که پس از مصرف، آسانتر جذب محیطزیست میشوند، باید مورد توجه بانیان نیکوکار قرار گیرد. تولید انبوهی از ظروف یکبار مصرف که پسماندهای آن به سختی جذب طبیعت میشود، هرگز زیبنده آیینهای عاشورایی نیست. در استفاده از بنرهای تبلیغاتی مربوط به عاشورا هم میتوان و باید جانب محیط زیست را پاس داشت. استفاده از حجم متناسبی از بنرهای تبلیغاتی و پرهیز از زیادهروی در استفاده از آنها، استفاده از بنرهایی که به لحاظ ماندگاری ماناترند و میتوان در سالهای آینده هم از آنها استفاده کرد، یا کاربرد بنرهایی که از موادی تشکیل شدهاند که قابلیت جذب بالاتری داشته باشد، بسی سودمند است.
6. مناسب است شرکتکنندگان در آیینهای عاشورایی و بهویژه مدیران و مسئولان هیاتها، مدیریت پسماندهای خشک و تر باقیمانده پس از مراسم گوناگون را بخشی از شرکت در مراسم عاشورای حسینی(ع) قلمداد کنند. زیبنده نیست که گردآوری و ساماندهی پسماندهای آیینهای عاشورایی بر دوش شهرداریها، که نهادهایی عمومیاند، بیفتد. شهرداریها امروزه بیشوکم در اداره امور شهرها با مشکل مواجهند. بسیاری از آنها امور عادی شهر را با فروش تراکم مدیریت میکنند! امری که به نوبه خود آسیبهای جدی به پیکر کلانشهرها وارد میکند. آنان که توفیق شرکت در آیینهای عاشورایی را دارند از هر کس سزوارترند که از تحمیل بودجه و هزینه مضاعف بر این نهاد پیشگیری کنند. گمان نمیرود که پاداش مشارکت داوطلبانه در این امر خداپسندانه از ثواب شرکت در آیینهای عاشورایی کمتر باشد؛ بلکه این امر بخش جداییناپذیر مراسم است. همانگونه که آیینهای عاشورایی ذاتاً مردمی است، این بخش از مراسم که از لوازم آن است نیز باید داوطلبانه توسط مردم و به دور از تحمیل هزینه بر نهادهای دولتی یا عمومی باشد. بگذریم از اینکه مشارکت در این امر نشان تواضع و خاکساری در پیشگاه خداوند و اظهار اوج احترام به امام حسین(ع) و آیینهای بزرگداشت اوست.
7. ما در سرزمینی خشک و کم آب زندگی میکنیم. عقل و مبانی دینی به گونهای تاکیدآمیز ما را فرمان میدهد تا در پاسداشت این نعمت عزیز خدادادی کوشا باشیم. هرگز زیبنده نیست در گوشهوکنار محلهای برگزاری آیینهای عاشورایی شاهد هدررفت آب باشیم. ضرورتی ندارد گوسفندان قربانی را در معابر و خیابانهای عمومی و احیاناً پیش روی کودکان ذبح کنیم تا افزون بر پیامدهای روانی نامطلوب بر کودکانمان، برای تمیز کردن گذرگاههای عمومی مقادیر زیادی آب مصرف کنیم؛ آبی که به گفته بسیاری از کارشناسان از علل بحرانها و درگیریهای آینده جهان بهویژه در منطقه خشک ماست.
8. حفظ آیینهای سنتی عاشورایی بخشی از نگهداری فرهنگ این سرزمین است. نگهداری این تنوع و اصالت یک ارزش است. با این حال میتوان آیینهای سنتی را از صافی «مراقبت از محیط زیست» گذرانید و آنها را هر چه متناسبتر با اصول حفظ محیط زیست و زیست بوم کرد. برای دستیابی به این هدف، تعامل کارشناسان محیطزیست و دلسوزان زیستبوم با دستاندرکاران هیاتهای مذهبی بسیار راهگشاست. برای نمونه قطع درخت برای برافروختن آتشهای غیرضرور از اقداماتی است که باید شدیداً از آن پرهیز کرد. همچنان که در استان لرستان سالهاست دلسوزان محیط زیست در زمینه آیین گِلمالی برای پیشگیری از قطع درختان بلوط دغدغدها و پیشنهادهای مناسبی دارند که جا دارد آنها را پیگیری و اجرایی کرد.
9. برای دستیابی به موارد پیش گفته و جز آنها مسئله محیط زیست باید در کانون توجه هستههای مدیریتی آیینهای عاشورایی قرار گیرد. تعامل سازنده با نهادهای زیست محیطی و کارشناسان، برگزاری کلاسهای آموزشی و توجیهی، تعیین شماری از شرکتکنندگان جوان در آیینهای عاشورایی به عنوان مسئولان محیط زیست که علایم و نمادهای محیطزیستی را هم با خود حمل کنند در جلب توجه مردم به رعایت دقیق و همهجانبه مسائل زیست- محیطی موثر است. جا دارد دلسوزان محیطزیست و بهویژه سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزه محیط زیست تعامل مثبت و سازندهای با برگزارکنندگان آیینهای عاشورا و به طور کلی آیینهای دینی و مذهبی داشته باشند و از این زمینه برای ترویج و توسعه فرهنگ مراقبت از محیط زیست بکوشند.
10. همچنان که اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با الهام از مبانی اسلامی تصریح کرده است حفاظت از محیط زیست یک وظیفه همگانی است و آلودگی و تخریب آن روا نیست. باید به یاد داشته باشیم که زمین و منابع آن فقط متعلق به ما نیست. نسلهای آینده هم در این نعمت خدادادی شریکاند. تعرض به محیط زیست و بهرهبرداری ناروا از آن در بسیاری از موارد مصداق تعرض به حقالناس و نمونه منکر است. نیز تلاشهای دلسوزانه برای پاسداشت محیط زیست نمونه روشن تلاش برای ترویج خیر عمومی و مصداق امر به معروف است؛ همان خیر و معروفی که گسترش آن از آرمانهای سالار شهیدان(ع) بود و او در این باره جان پاکش را در کف نهاد. -
گفت و گو درباره حوادث تروریستی پاریس
شفقنا- شیما مفیدی راد: وقایع تروریستی فرانسه و پیامدهای آن به سرعت در رسانه ها منعکس شد و اصلی ترین خبر آنها را به خود اختصاص داد. در این گونه حوادث، واکنش سیاستمداران و جامعه و شدت یافتن اسلام هراسی در جوامع غربی، مهاجران مسلمان را دچار نگرانی و گاهی تهدید می کند. حجت الاسلام و المسلمین دکتر رحیم نوبهار، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با تأکیدی که بر لزوم نمایش چهره اسلام رحمانی و واقعیت اسلام دارد، با محکوم کردن حادثه اخیر پاریس و حوادث مشابه به خبرنگار شفقنا می گوید: این حوادث نمی تواند هیچ ارتباطی با اسلام و بدنه جامعه مسلمان ها داشته باشد.
او با اعتقاد بر اینکه وقت آن رسیده است که کشورهای اسلامی در گام نخست، از منافع زودگذر سیاسی چشم پوشی کنند، بیان می کند: دولت ها در کشورهای اسلامی باید به منافع راهبردی مسلمان ها و امت اسلامی و بلکه همه آدمیان به مثابه بندگان خداوند توجه کنند و به جای دمیدن روح تفرقه و فرقه گرایی، برای نهادینه کردن روح بردباری، گذشت و تسامح در جامعه بکوشند. بخشی از این کار از طریق توجه جدی به منابع و مواد درسی و آموزشی در مدارس دینی و غیر دینی است. نهادهای بین المللی باید از کاربست معیارهای دوگانه بپرهیزند. کشتار و ترور در هر جا باید حساسیت ها و پیگیری های بدون ملاحظه این نهادها را درپی داشته باشد.
متن گفت وگوی شفقنا با دکتر نوبهار را بخوانید:
*فرانسه پیش از واقعه اخیر پاریس هم مورد طمع تروریست ها قرار گرفته است از جمله می توان به حادثه شارلی ابدو اشاره کرد. به دلیل اینکه این حوادث اغلب توسط تروریست های مدعی اسلام گرایی انجام می شود، معمولا تقویت موج اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دنیای غرب به دنبال دارند. نظر شما چیست و با توجه به اثر آن بر تشدید اسلام هراسی، این وقایع را چگونه تحلیل می کنید؟
نوبهار: به نظر می رسد حتی برای اکثریت مردمانی که بویژه در مغرب زمین از نزدیک، مسلمان ها را در جریان زندگی اجتماعیشان تجربه کرده اند و دیده اند، روشن باشد که به سختی می توان این اقدامات تروریستی را به اسلام و حتی به مسلمان ها نسبت داد. تا جایی که من آشنا هستم، اکثریت قریب به اتفاق مسلمان ها در کشورهای مختلف اروپایی و همینطور آمریکا با روح صلح و همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر زندگی می کنند. این حوادث که ما آرزو می کنیم بنیانگذاران و مرتکبان آن هیچوقت موفق نشوند، نمی تواند هیچ ارتباطی با اسلام و بدنه جامعه مسلمان ها داشته باشد. به علاوه وقتی مسلمانان هم خود هر روز به نوعی قربانی این عملیات هستند بعید است انسان های هوشمند و حتی عادی نتوانند دریابند که این اقدامات پدیده ای نیست که ضرورتا توسط مسلمانان طراحی و علیه غیرمسلمانان اجرا می شود.
*بعضی افراد و گرایش ها با اشاره به نقش غرب در شکل گیری و توسعه داعش، اتفاق رخ داده را پیامد اقدام خود آنها می دانند. آیا این نگاه نوعی خشونت با خشونت نیست؟
نوبهار: افزون بر مشکل پاسخ خشونت با خشونت، این نوع تحلیل متضمن نوعی بی انصافی و نوعی نادیده گرفتن ابعاد گوناگون مسأله است. بر فرض که دولتی در مواجهه با تروریسم، کوتاهی هایی داشته باشد، کدام آموزه انسانی، الهی یا اسلامی می تواند تجویز کند که مردمان بی گناهی که بدون هیچ دفاعی در جایی در حال گذران زندگی عادی خود هستند، قربانی آن کوتاهی ها شوند و تاوان آن کم کاری ها را بپردازند.
*نگاه اسلام به ترور و تروریسم چگونه است؟
نوبهار: در اسلام همیشه ترور در قالب دلیل ها و متون تأکیدآمیز، مورد نکوهش قرار گرفته و نشان ناجوانمردی تلقی شده است. علاوه بر آن ترورهایی که در منابع دینی از آن نهی شده است، ترورهایی است که کسی انسان مشخصی را که هدف و سوژه خود اوست به قتل برساند؛ در حالی که در ترورهایی که امروز در جهان می بینیم و روزهای گذشته در لبنان و در فرانسه دیدیم، وضعیت به گونه ای دیگر است. متأسفانه این بار انبوهی از انسان های بی گناه و بی دفاعی آسیب می بینند و مورد هجوم قرار می گیرند که در حال انجام مناسک دینی، در حال انجام زندگی عادی یا در حال گذراندن یک برنامه تفریحی و سیاحتی و گردشی هستند. این شکل ترور بسیار غیر اخلاقی، ضد انسانی و ضد دینی است که در عمق وجدان هر انسانی محکوم و نکوهش شده است.
*در هفته اخیر بعد از اتفاق تروریستی، مسجدی در اسپانیا آتش زده شد و بسیاری آن را به اتفاق رخ داده در پاریس نسبت می دهند. با توجه به اینکه تهدیداتی از طرف داعش هم برای گسترده تر شدن این عملیات در اروپا شده است، کنار هم کذاشتن این حوادث می تواند پیام های نگران کننده ای برای مهاجران مسلمان در اروپا داشته باشد. تبعات این موضوع را برای مهاجران مسلمان اروپا چقدر جدی می دانید و واکنش احتمالی آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟
نوبهار: فشارها و محدودیت هایی که در برخی از نقاط جهان برای مسلمان ها وجود دارد را درک می کنم، اما به گمانم بدنه جامعه اسلامی بسیار صبورتر، بزرگوارتر و انسانی تر از آن هستند که به انتقام آتش گرفتن یا سوزاندن مسجدی جمعی بی گناه را در جایی دیگر به قتل برسانند. برابر آموزه های مسلم ادیان ابراهیمی و اسلام، مجازات، یک امر شخصی است یعنی تنها کسی مجازات می شود که فاعل مستقیم، مسبب جدی، مباشر یا معاون جرم باشد. انتقام گرفتن از بیگناهان به خاطر اینکه افراد دیگری رفتار نابجایی را انجام داده اند، در قاموس اسلام و مسلمانی نمی گنجد.
*این ماجرا را از یک بعد دیگر هم می توان نگاه کرد. اینکه اتفاق رخ داده در پاریس و آن اسلام هراسی تشدید شده واکنش هایی ارتجاعی را در برابر مهاجران مسلمان به دنبال داشته باشد. از این زاویه ماجرا را چطور می بینید؟
نوبهار: شاید خیالپردازانه باشد که بگوییم این گونه وقایع، تأثیری بر همزیستی مسلمان ها با غیر مسلمان ها و نوع رابطه سالم و انسانی آنها نمی گذارد، اما روح خوشبینی به ما می گوید که اکثریت مردمانی هم که در آن دیار زندگی می کنند، به خوبی مسایل را درک می کنند و می دانند که تندروی هایی از این دست که امروز در اینجا و آنجا صورت می گیرد، نه مورد قبول هیچیک از ادیان الهی و اسلام است و نه مورد تأیید هیچیک از پیروان ادیان است. ما امیدوار هستیم که غیر مسلمان ها هم با درک واقع بینانه از اسلام و واقعیت زندگی مسلمان ها تحت تأثیر رویکردهای تندروانه ای که معمولا بعد از چنین عملیاتی انتظار می رود، قرار نگیرند و با روح صبر و بردباری این دوران البته سخت را سپری کنند.
*این اتفاق می تواند موجب تشدید نژادپرستی در اروپا شود و در آن صورت مهاجرانی که در اروپا حاضرند، بویژه مسلمانان باید چه واکنشی در قبال این ماجرا داشته باشند تا از دامن زدن به تنش ایجاد شده جلوگیری شود؟
نوبهار: البته مسایل نژادی و مذهبی تا اندازه ای از همدیگر جداست، اما من فکر می کنم برای طرفین دو نژاد یا دو دین در چنین موقعیت هایی، بهترین شیوه، صبر، مدارا و شیوه بردباری است. ما مسلمان ها باید توجه کنیم که برابر آموزه هایی که از پیامبر(ص) و اهل بیت ایشان فرا گرفته ایم، مدارا و تحمل دیگران نصف دین است. به اعتقاد من کلمه نصف در تعابیری از این دست که در متون دینی آمده است، به نصف کمّی و عددی اشاره ندارد؛ بلکه می خواهد بگوید جوهر دین، مدارا است. صبری که در آموزه های دینی ما بر آن تأکید شده، در چنین میدان ها و عرصه هایی باید خود را نشان دهد. ما مسلمانان باید روح حلم، بردباری، گذشت و تسامح را در واقعیت زندگی خود با برادران غیر مسلمانمان در چنین موقعیت هایی نشان دهیم. این پادزهری است برای کسانی که می خواهند جنگ های دینی و نژادی راه بیاندازند.
*با توجه به نگاهی که اسلام به تروریسم دارد و ارزشی که برای جان انسان ها قایل هست، در حال حاضر در شرایطی که این گروه های تروریست مدعی اسلام گرایی این چهره خشونت بار را به غلط از اسلام نشان می دهند، کشورهای مسلمان، دولت ها و ملت های مسلمان و نهادهای بین المللی مسلمانان در این راستا چه کاری می توانند انجام دهند؟
نوبهار: تا آنجایی که به دولت ها مربوط می شود، وقت آن رسیده است که کشورهای اسلامی در گام نخست، از منافع زودگذر سیاسی چشم پوشی کنند. این یک ضرورت اجتناب ناپذیر در زمان ماست. دولت ها در کشورهای اسلامی باید به منافع راهبردی مسلمان ها و امت اسلامی و بلکه همه آدمیان به مثابه بندگان خداوند توجه کنند و به جای دمیدن روح تفرقه و فرقه گرایی، برای نهادینه کردن روح بردباری، گذشت و تسامح در جامعه بکوشند. بخشی از این کار از طریق توجه جدی به منابع و مواد درسی و آموزشی در مدارس دینی و غیر دینی است. کودکان ما باید از آغازین روزهای ورود به مراکز آموزشی، ارج و منزلت جان و سلامت آدمی را درک کنند. متأسفانه آموزش هایی که در بعضی از کشورهای با اکثریت مسلمان وجود دارد، به گونه ای است که به جان و سلامت انسان، ارزش و بهای شایسته داده نمی شود. این آموزش باید جدی گرفته شود، اما حتی پیش از آن سهم جامعه مدنی، حوزه عمومی و نهادهای مردمی در توسعه و تعمیق روح مدارا و احترام جان و سلامت انسان بسیار مهم است. متأسفانه بسیاری از کسانی که در دام گروهک های تروریستی و در تله آنها گرفتار می شوند، نه ارزش و اهمیت جان خود را و نه ارزش و اهمیت جان دیگران را درک می کنند. این آموزش باید جدی گرفته شود. مجموعه جهان اسلام و بشریت، مجموعه بسیار متنوعی از نظر زبان، نژاد، فرهنگ، عقاید مذهبی و حتی عقاید غیرمذهبی است، اما در دیدگاه الهی و انسانی و قرآنی همه از ارزش انسانی برخوردارند. مهم این است که این عالم و این تنوع را نه اینکه به زور تحمل کنیم بلکه از این تنوع که تجلی مشیت و خواست حق تعالی است، استقبال کنیم و در واقع از تحمل به فراتر از تحمل برویم و از تنوع استقبال کنیم.
نهادهای بین المللی بویژه آنها که در زمینه توسعه صلح و گسترش فرهنگ مدارا و ترویج حقوق بشر نقش دارند باید از کاربست معیارهای دوگانه بپرهیزند. کشته شدن هر انسان بی گناهی در هر جای زمین باید حساسیت برانگیز باشد. کشتار و ترور در هر جا باید حساسیت ها و پیگیری های بدون ملاحظه این نهادها را درپی داشته باشد.
